کیقباد
به شاهی نشست از برش کیقباد همان تاج گوهر به سر برنهادهمه نامداران شدند انجمن چو دستان و چون قارن رزمزنچو کشواد و خراد و برزین گو فشاندند گوهر بران تاج نو...
به شاهی نشست از برش کیقباد همان تاج گوهر به سر برنهادهمه نامداران شدند انجمن چو دستان و چون قارن رزمزنچو کشواد و خراد و برزین گو فشاندند گوهر بران تاج نو...
پسر بود زو را یکی خویش کام پدر کرده بودیش گرشاسپ نامبیامد نشست از بر تخت و گاه به سر بر نهاد آن کیانی کلاهچو بنشست بر تخت و گاه پدر جهان را همی داشت با زیب و فرچنین...