تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» گرشاسپ

پسر بود زو را یکی خویش کام پدر کرده بودیش گرشاسپ نام

بیامد نشست از بر تخت و گاه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

چو بنشست بر تخت و گاه پدر جهان را همی داشت با زیب و فر

چنین تا برآمد برین روزگار درخت بلا کینه آورد بار

به ترکان خبر شد که زو درگذشت بران سان که بد تختبی‌کار گشت

بیامد به خوار ری افراسیاب ببخشید گیتی و بگذاشت آب

نیاورد یک تن درود پشنگ سرش پر ز کین بود و دل پر ز جنگ

دلش خود ز تخت و کله گشته بود به تیمار اغریرث آغشته بود


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ   |   Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   مودم اینترنت   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله